پیشینه

در سال 1300، شورای عالی فرهنگ به وجود آمد و امور فنی آموزشگاه‌ها از آن پس به تصویب آن شورا رسید. در سال ۱۳۰۶ وزارت فرهنگ برای مدارس خارجی حدودی تعیین کرد و در سال ۱۳۱۹ مدارس آمریکایی و انگلیسی برچیده شد، ولی مدارس فرانسوی تا سوم شهریور ۱۳۲۰ باقی ماند. از اول فروردین ۱۳۱۲ تمام دبستان‌های دولتی که تا آن زمان ماهیانه کمی از دانش آموزان می‌گرفتند، رایگان اعلام شدند و برای پرورش آموزگار در اسفند ۱۳۱۲ قانون تربیت معلم وضع شد.

در سال ۱۳۱۷ در سازمان و برنامه دبیرستان‌ها تغییراتی داده شد که سبب سنگینی دستور تحصیلات و رعایت نکردن ذوق شاگرد شد و مواد درسی منظور گردید که در زندگی مورد نیاز نبود. دوره آموزش متوسطه که تا آن زمان دو دوره سه ساله بود و دوره دوم دارای چند رشته بود و دانش آموز در انتخاب آن‌ها آزادی داشت به سه دوره تبدیل شد:

۱. دوره اول سه ساله ۲. دوره دوم دو ساله که دنباله دوره اول و اجباری بود ۳. دوره آخر یک ساله که به سه رشته ادبی، ریاضی و طبیعی تقسیم می‌شد. همچنین در برنامه دانشسرای عالی، حق اختیاری که دانشجویان از سال ۱۳۱۳ در انتخاب شهادتنامه‌های گوناگون داشتند سلب شد و به طور کلی آموزش و پرورش، مقتدر و متمرکز شد و چون دولت مقتدر بود تذکرات را نمی‌پذیرفت. اما در مقابل این تغییرات نامطلوب همان سال یک دوره کامل کتب درسی برای دبیرستان‌ها تالیف شد.

در سال ۱۳۱۳ محل تحصیل دورهٔ ابتدایی را «دبستان» و مدرس این دوره را «معلم» و محل تحصیل دوره متوسطه را «دبیرستان» و مدرس این دوره را «دبیر» نامیدند. در سال ۱۳۱۳ دانشگاه تهران تاسیس شد.در سال ۱۳۱۴ فرهنگستان ایران برای حفظ و ارتقای زبان فارسی به وجود آمد و به وضع واژه‌های فارسی و جایگزین در برابر واژه‌های بیگانه پرداخت.

در سال ۱۳۰۴ (آغاز سلطنت رضاخان) در کشور ۱۰۹ هزار دانش آموز با ۶ هزار معلم وجود داشت و در سال ۱۳۲۰(تبعید رضاخان) ۵۳۶ هزار دانش آموز و ۱۴ هزار معلم وجود داشت. از سال ۱۳۲۶ تاسیس مدارس و آموزشگاه‌های فنی و حرفه‌ای آغاز شد. در سال ۱۳۴۱ مقرر شد که هرساله عده‌ای از مشمولین نظام وظیفه دارای مدرک دیپلم به کار آموزش در روستاها مشغول شوند.

تاریخ تحول اداری سازمان آموزش و پرورش ایران

۱. سال ۱۲۳۲ : اولین بار وزارتخانه‌ای با نام وزارت علوم پدید آمد که ماموریت اصلی آن نظام دادن به امور آموزش و پرورش کشور به سبک جدید بود.

۲. سال ۱۲۸۹ : اولین بار قانون اداری معارف کشور به تصویب رسید و نام وزارت علوم به وزارت معارف تغییر یافت و برای آن تشکیلات جدیدی مشخص شد.

۳. سال ۱۳۱۷ : نام وزارت معارف به وزارت فرهنگ تغییر یافت و برنامه ریزی و نظارت بر امور آموزش و پرورش دوره‌های ابتدایی، متوسطه و عالی و امور فرهنگی کشور به این وزارتخانه واگذار شد.

۴. سال ۱۳۴۳ : وزارت فرهنگ به وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، فرهنگ و هنر و سازمان اوقاف تبدیل شد و امور آموزش و پرورش عمومی و عالی به وزارت آموزش و پرورش واگذار شد.

۵. سال ۱۳۴۶ : وزارتخانهٔ علوم و آموزش عالی به وجود آمد و امور آموزش عالی کشور به این وزارت واگذار شد.

۶. سال ۱۳۵۸ : وزارت فرهنگ و هنر با ادغام در وزارت علوم و آموزش عالی به وزارت فرهنگ و آموزش عالی تغییر یافت و امور آموزش و پرورش عمومی همچنان بر عهدهٔ وزارت آموزش و پرورش ماند و در سال‌های بعد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد و امور فرهنگی را عهده دار شد.

۷. سال ۱۳۶۱ : دانشگاه آزاد اسلامی به پیشنهاد علی اکبر هاشمی رفسنجانی و با استفاده از امکانات و حمایت دولت تشکیل شد، که هدف از تاسیس آن گسترش آموزش عالی بدون استفاده از بودجهٔ دولت بود و امروزه بیش از نیمی از آموزش عالی کشور را بر عهده دارد.

۸. سال ۱۳۶۶ : دانشگاه پیام نور که آموزش آن به صورت غیرحضوری، خودخوان و از راه دوراست به منظور گسترش آموزش عالی در اقصی نقاط کشور و تحصیلات بومی و فراهم آوردن امکان ادامه تحصیل برای داوطلبان شاغل یا خانه دار تأسیس شد.

۹. سال ۱۳۷۵ : وظایف مربوط به آموزش نیروی انسانی در حوزهٔ پزشکی و پیراپزشکی از وزارت فرهنگ و آموزش عالی جدا و به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی واگذار شد.

۱۰. سال ۱۳۷۹ : وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم، تـحقیقات و فناوری تغییر نام داد و وظایف برنامه ریزی، ارزیابی و نظارت، بررسی و تدوین سیاستها و اولویتهای راهبردی در حوزه‌های تحقیقات و فناوری به وظایف وزارتخانه مذکور افزوده شد.

اداره کنونی امور آموزش و پرورش

هم اکنون امور آموزش و پرورش کشور توسط وزارتخانه‌ها و سازمان‌های زیر انجام می‌گیرد :

۱) آموزش و پرورش عمومی (پیش دبستانی، دبستانی، راهنمایی تحصیلی، متوسطه و پیش دانشگاهی) با وزارت آموزش و پرورش.

۲) آموزش عالی در رشته‌های غیر از پزشکی با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.

۳) آموزش عالی در رشته‌های پزشکی با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

۴) آموزش عالی در تمام رشته‌ها به صورت غیرانتفاعی توسط دانشگاه آزاد اسلامی.

۵) آموزش و پرورش عالی دینی توسط حوزه‌های علمیه.

۶) آموزش و پرورش نظامی به وسیله نیروهای مسلح و دانشگاه‌های نظامی.

۷) آموزش مدیران و برخی از کارشناسان و کارکنان با مراکز مدیریت دولتی (سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور)

۸) آموزش‌های اختصاصی توسط مراکز آموزشی وابسته به وزارتخانه‌ها و سازمانهای مختلف.

شورای عالی آموزش و پرورش

در سازمان اداری وزارت معارف مصوب ۱۲۸۹ شمسی، شورای عالی معارف پیش بینی شده بود. این شورا از آن زمان تاکنون تحت عناوین شورای عالی معارف، شورای عالی فرهنگ و شورای عالی آموزش و پرورش فعالیت داشته‌ است. این شورا مهمترین شورای سیاست گذاری و تصمیم گیری در مورد امور آموزش و پرورش عمومی کشور است. تعیین خط مشی، هدفها، مقررات، ضوابط و برنامه‌های وزارت آموزش و پرورش و بررسی برنامه‌ها و مطالب کتابهای درسی از جمله وظایف شورای عالی آموزش و پرورش است. اعضای این شورا به مدت ۴ سال توسط رئیس جمهور منصوب می‌شوند.

نهادهای وابسته به وزارت آموزش و پرورش در حال حاضر

۱. پژوهشکده تعلیم و تربیت : که در سال ۱۳۷۲ به منظور تهیه و اجرای تحقیقات مختلف در حوزهٔ آموزش و پرورش با همکاری وزارت علوم تاسیس شد.

۲. شورای تحقیقات وزارت آموزش و پرورش : که به منظور سیاست گذاری در مورد تحقیقات وزارت آموزش و پرورش و تعیین اولویت‌های پژوهشی تشکیل شد. در این شورا تعدادی از استادان دانشگاهها، معاونان وزارتخانه و کارشناسان زبده عضویت دارند.

۳. سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی : که انجام پژوهش‌های مربوط به برنامه ریزی و کتابهای درسی و تالیف، چاپ و انتشار کتابهای درسی را بر عهده دارد.

۴. سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس : وظیفه عمده این سازمان، برنامه ریزی و نظارت بر اجرای ساختمان‌های مدارس و توسعه و تجهیز آنها است.

۵. انجمن اولیا و مربیان : که سعی در تحکیم و توسعه رابطه بین مدارس و خانواده‌های دانش آموزان و مشارکت اولیا در امور تربیتی مدارس دارد.

۶. نهضت سوادآموزی : که سوادآموزی بزرگسالان بیسواد و انتشار کتابهای مناسب برای آنان را بر عهده دارد.

۷. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان : تهیه و انتشار کتاب و فیلم‌های مناسب برای کودکان و نوجوانان، تاسیس کتابخانه و قرائتخانه، انجام پژوهش درمورد کودکان و نوجوانان و ارائه امکانات فرهنگی و هنری برای آنان از جمله وظایف این سازمان است.

۸. سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان : که انتخاب دانش آموزان بااستعداد برای تحصیل در دوره‌های راهنمایی تحصیلی و دوره متوسطه و برنامه ریزی و نظارت بر گسترش مدارس تیزهوشان را انجام می‌دهد.

۹. سازمان آموزش و پرورش استثنایی : که تربیت کودکان و نوجوانان ناشنوا و نیمه شنوا، نابینا و نیمه بینا، عقب مانده ذهنی و ناسازگار را بر عهده دارد.

تغییرات مقاطع تحصیلی

طبق قانون اساسی معارف سال ۱۲۹۰ دوره‌های تحصیلی ایران شامل دوره ابتدایی ۶ سال و دوره اول و دوم متوسطه هرکدام ۳ سال بوده‌است. در سال ۱۳۴۵ ساختار آموزشی کشور تغییر کرد و شامل دوره ابتدایی ۵ سال، دوره راهنمایی ۳ سال و دوره متوسطه ۴ سال شد. در سال ۱۳۷۰ دوره‌های تحصیلی شامل دوره‌های زیر شد:

۱.دوره آمادگی (۱ سال)

۲.دوره ابتدایی (۵ سال)

۳.دوره راهنمایی (۳ سال)

۴.دوره متوسطه (۳ سال)

۵.دوره پیش دانشگاهی (۱ سال)


لزوم اصلاح ساختار موجود وزارت آموزش و پرورش

از مهمترين، اساسي ترين و معمول ترين ابزارهاي هر سازمان تهيه نمودار و راهنماي سازماني است که براساس آن مديران رده بالابتوانند از تخصص، سادگي، صرفه جويي در نيروي انساني و ارائه ابزار کنترل و ارزشيابي بهره مند شوند. ساختار سازماني به کارگيري منابع و فعاليتهاي افراد را بايد به گونه اي با هم ترکيب و هماهنگ کند که ترکيب و تعامل واحدها و مديران حاصل مي شود .چون سازماندهي به عنوان يک فرآيند با ساير فرآيندهاي مديران تعامل دارد. ساختار سازماني درجه مسئوليت و اختيارات پست ها، تمايز وظايف صف يا ستاد، کانالهاي ارتباطي واحدها با يکديگر را نشان مي دهد. در يک جمله چارچوب اسکلت کلي واساسي سازمان را بيان مي کند.
تيلور Taylor و فايول Fayol از صاحب نظران کلاسيک مديريت معتقدند در ساخت سازماني وظايف بايد به طور دقيق معين شود و شبکه اي از اختيارات تفويض شده ايجاد شود تا بتوان هماهنگي لازم را براي ترکيب فعاليت هاي گروهي فراهم آورد.
ويژگي هاي ساختار مطلوب و مناسب سازماني


1- تقسيم بندي کار و فعاليت بر مبناي وظيفه


2- برقراري ارتباط از نظر اختيارات بر مبناي سلسله مراتب، حيطه نظارت، وحدت فرماندهي، روابط صف و ستاد، تمرکز و عدم تمرکز


3- مرتبط ساختن سلسله مراتب از لحاظ تخصص، رويه ها، کميته ها و گروههاي کاري
4-تعيين جايگاه براي کارکنان از لحاظ شرايط احراز پست، قوانين و مقررات
تاريخچه تحول ساختاري در آموزش و پرورش از سال 1358 تاکنون
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1358 از تعداد معاونين وزير کاسته شد و در اين تشکيلات براي وزير 5 معاون با عنوان معاون پژوهش و برنامه ريزي معاون امور آموزشي، معاون آموزش فني و حرفه اي، معاون امور اجتماعي و پرورشي و معاون امور اداري ومالي پيش بيني شد که داراي 27 دفتر و اداره کل در حوزه ستادي بود ولي از سال 1358 به بعد در تشکيلات اداري اين وزارتخانه تغييراتي حاصل شد. تعداد معاونان، سازمانهاي وابسته و ادارات کل ستادي افزايش يافت. همچنين تعداد آموزش و پرورش در مناطق، نواحي، شهرستانها و استانها براساس گسترش افزايش يافت. به علاوه در وظايف وزارت آموزش و پرورش تجديد نظر شد و قانوني به نام قانون “اهداف و وظايف آموزش و پرورش” در بهمن ماه 1366 در چهار فصل و سيزده ماده و نه تبصره به تصويب رسيد. براساس اين قانون وزارت آموزش و پرورش مسئوليت برنامه ريزي، سازماندهي، هماهنگي و نظارت بر امور آموزشي و پرورشي دوره هاي پيش دبستاني، راهنمايي، متوسطه و مراکز تربيت معلم را در سراسر کشور برعهده دارد. تشکيلات وزارت آموزش و پرورش در مراکز استانها و شهرستانها چندين بارتغيير يافت. در سال 1374 تشکيلات مرکزي به تصويب سازمان امور اداري و استخدامي کشور رسيد که تعداد معاونين به 6 و ادارات و دفاتر به 36 مورد و به 7 سازمان وابسته افزايش يافت و پيوسته وظايف اساسي وزير علاوه بر رهبري و هماهنگي، بهره وري بيشتر از امکانات و منابع انساني و مادي در درون و برون سازمان آموزش و پرورش در زمينه تحقق اهداف ووظايف اين وزارتخانه است. اما براساس آخرين اصلاحات و تغييرات در سال 1383 که به امضاي وزير آموزش و پرورش وقت و سازمان مديريت و برنامه ريزي رسيد علاوه بر حذف معاونت پرورشي 6 معاون و 9 سازمان وابسته با 36 دفتر و اداره کل پيش بيني و ابلاغ شد. با عنايت به سياست تعديل نيرو و عدم تمرکزگرايي در دولت اما نسبت به سالهاي قبل نه تنها تعداد دفاتر و ادارات عملاکاهش نيافت بلکه تعداد سازمانهاي وابسته حوزه ستادي افزايش هم يافت و تداخل وظايف بعضي از دفاتربه اضافه ادارات و سازمانها باعث تنزل کارآيي وزارت آموزش و پرورش گرديد. تضاد و رقابت بين واحدها که هر مسئول واحد تنها به فکر واحد خود بوده و به نتيجه سازمان توجه چنداني نمي شد.


ضرورت (نتيجه)


وجود موازي کاري در بخش هاي مختلف حوزه ستادي وزارت آموزش و پرورش علاوه بر اتلاف وقت و صرف هزينه هاي کلان يک ناهماهنگي و تداخل کاري در دفاتر، ادارات و سازمانهاي وابسته به وزارت آموزش و پرورش را به وجود آورده است که مانع توسعه، خلاقيت، نوآوري و بهبود روند کاري وزارت آموزش و پرورش و در نهايت پيشرفت کشور در عرصه هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مي گردد.
به منظور انسجام و يکپارچگي در سياستگذاري، برنامه ريزي ها و اجراي مصوبات و آئين نامه ها و دستورالعمل ها در واحدهاي آموزشي الزاما بايد يک خط مشي واحد و مشترکي درحوزه ستادي تدوين، تصويب و ابلاغ شود تا به صورت يک مجموعه (سيستم) همه عناصر واجزاي آن علاوه بر هماهنگي يک تعامل مثبت و فعال با يکديگرداشته باشند؛ و در سال اتحاد ملي يک انسجام،وحدت رويه و تسريع و تسهيل در بهبود روند کاري وزارت آموزش و پرورش حاصل شود


منابع

  • آموزش و پرورش ابتدایی، راهنمایی، و متوسطه. احمد صافی، سمت، ۱۳۷۹.
  • تاریخ فرهنگ ایران، عیسی صدیق، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶.
  • سازمان و قوانین آموزش و پرورش، احمد صافی، سمت، ۱۳۸۵.
  • مهارتهای آموزشی و پرورشی، حسن شعبانی، سمت، ۱۳۶۹.


تاريخ : یکشنبه یازدهم بهمن 1388 | 17:8 | نویسنده : گروه حمایت ازبچه ها |
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس